السلام علیک یا علی ابن موسی رضا (ع)
افتخار مي کنيم، امام رضا(ع) هزارو دويست سال پيش تشريف آوردند ايران، چرا؟چون خزانه دار عالم است.
چرا خزانه دار عالم به ايران آمد؟ در جبهه رسم بود نيروهاي پشتيباني، نيروهاي تدارکات زودتر مي رفتند توي يک محور عملياتي، وسايل را آماده مي کردند تا زماني که سربازان آمدند مشکل ابزار نداشته باشند، مشکل وسايل نداشته باشند. خزانه دار عالم براي ظهور امام زمان خيلي چيزها آماده کرده از جانب خدا و هزار و دويست سال پيش آمده ايران. تمام آن ماجراهايي که پيش آمد صحنه سازي بود تا خزانه دار عالم بيايد به ايران تا سربازان مهدي، لشکريان مهدي در مدت کوتاهي قبل از ظهور مهدي بروند آنجا-خراسان- اسلحه بگيرند، قوا بگيرند، توشه بگيرند، معارف بگيرند، مسلح بشوند، تجهيز بشوند، روانه بشوند، درو کنند لشکر کفر را و در کوفه به امام(ع) بپيوندند،
اگر قائل هستيم که امام رضا(ع) رفاقتي رفتار مي کنند ـ در برخي احاديث ذيل آيه وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفِيقاً داريم که مصداقش اهل بيت(ع) هستند. ـ آنجا که ميرسيم بگوييم که آقاجان! سلام عليکم؛ حال شما چطور است؟ دلم برايتان تنگ شده بود, رفيقي با ادب باشيم، اگر نمي توانيم روي مبارک امام(ع) را ببوسيم. به ياد خود ايشان و به ياد بوسيدن خود امام(ع) و به ياد بوسيدن رفيقمان امام رضا(ع) بر درگاه ايشان، بر ضريح ايشان بوسه بزنیم, با آرامش در گوشهاي بنشينیم و راحت تکيه بدهیم ولي پايمان را دراز نکنیم، بي ادبي نکنیم. يک آخيش از ته قلبمان بگوییم.

يک آخيشي که قيمتش از صد بار الحمدلله بيشتر باشد. شايد بگوييد چه ربطي دارد؟ قيمت آخيش يک رفيق از صد بار الحمداللهِ يک عابد بيشتر است چون اين شخص مي فهمد چه مي گويد، از بهترين جايگاه قلبش اين آخيش را به رفيقش مي گويد. آخيش، آقاجان! ضريح بزرگي داريد ولي حيف که اينطور زرق و برقش انداخته اند. ميدانم که شما زرق و برق را دوست نداري. خب, آقا جان! خوب هستيد، دلم برايتان تنگ شده بود. آقا جان رفيق براي رفيقش سفره پهن ميکند. يقين دارم که شما هم براي من سفره پهن مي کنيد
مي گويم من امام زمان را دوست دارم، امام زمان يعني آن امام عظيم الشأن و بزرگواري که با همه از جمله با من فقير و حقير، رفاقتي رفتار مي کند. من دوستش دارم. از امشب عاشقانه طالب ظهورش مي شوم , از امشب با تمام وجودم، با تمام قلبم ظهورش را طلب مي کنم، چون او ميآيد و با ما رفاقتي برخورد مي کند، پادشاهي جبار و متکبر نيست، خيلي قدرت دارد ولي در اوج قدرت با من رفاقتي رفتار مي کند. من دوستش دارم نديده عاشقش هستم. نديده چشم انتظارش هستم. نديده پيوسته برايش زحمت مي کشم. هنوز او را نديده دلم را ربوده، اگر ببينم ديگر خدا ميداند چه ميشود. من طالب بهترين رفيق هستم.
خوشا به حال آن گدا که هيچ چيز از دنيا ندارد ولي افتخارش اين است که پادشاه عالم رفيق اوست. آن گدا از تمام ثروتمندان عالم، ثروتمند تر است. چون بزرگترين ثروتمندان عالم وقتي نزد امام عالم مي آيند، نزد پادشاه عالم مي آيند، مانند يک رعيت رفتار مي کنند.
اين گداي بيچيز نزد پادشاه عالم، نزد امام عالم که ميرود رفيق اوست. امام عالم صدايش مي کند بيا، بيا پيش من بنشين. خوشا...
ادامه مطلب
به اطلاع می رساند برای چند روزی توفیق داریم به مشهد برویم و نظرات دوستان در این چند روز جواب داده نمی شود
