تبليغاتX
عطر ظهور - سه طريق شناختن مسائل ظهور(آیات المهدی - روایت راویان حدیث - حتمياتي که در احاديث ذکر شده است)

 

ما مي‏خواهيم آيات سرزمين مهدي(عج) را بشناسيم

 

از ميان آيات قرآن، تعدادي از آنها آيات ثابت است به منزله نهر پيوسته جاري ـ و تعدادي از آنها آيات متغير است که به منزله سرزمين‌هاي مختلف مي‏باشد.

ما اصل اين اثر گرفتن را در بهشت بصورت چهار نهر مي‏يابيم: نهر عسل، نهر شير، نهر شراب و نهر آب  که هر کدام از اين نهرها حاکي از دورانهايي است که انسان گذرانده است.

 

مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّي وَ لَهُمْ فِيها مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ کَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ

 

داستان بهشتي که متقيان وعده داده شدند در آن نهرهايي است از آب گوارا و نهرهايي از شيرکه طعمش تغيير نيافته و نهرهايي از شراب لذيذ براي نوشنده ها و نهرهايي از عسل مصفي و براي آنها از انواع ميوه و آمرزش از سوي پروردگار است (آيا او) مانند مخلد در آتش است که (به آنها) آب جوش نوشانند تا روده هايش را قطع کند.

محمد (ص) 15 4

 

 

 

 کدام آيات مربوط به سرزمين مهدي (عج) است؟ کدام آيات را مي‏توان تحت عنوان آيات المهدي(عج) جمع آوري کرد و چگونه مي‏توان براي اين آيات دسته بندي‌هاي فرعي درست کرد؟

شايد بگوييد که بياييم از احاديث استفاده کنيم.

 ببينيد ـ اول بياييم در مثال شما يکسري از اشياء را مثلاً سيب, گلابي, يک دانه دفتر, و تعدادي اشياي ديگر را داخل نهر بريزيد و در فواصل مختلف هم نسبت به همديگر قرار دهيد. نهر زلال عبور مي‌کند و به آن کانال زير ديوار باغ مي‏رسد. در آنجا اصلاً نظم اشياء روي نهر آب عوض مي‌شود و زماني که به آن محدوده تنگ انتهاي اين کانال مي‏رسد‏‏ـ که آب بايد با فشار عبور کند- نظم اشياي روي آب با شدت بيشتري عوض مي‏شود. حتي اگر شما يک قايق کوچک روي اين آب گذاشته باشيد اصلاً انتظار نداشته باشيد که آن قايق به همان صورت که شما گذاشته‏‏ايد از آن طرف باغ خارج شود. احاديث المهدي(عج) اين طور است.

خداوند متعال اصلاً مربوط به آن دوراني که اصطلاحاً دوران قبل از ظهور گفته مي‏شود ـ به بعد را چون يک ديگ جوشان قرار داده است.

اشياء مي‏جوشند، بالا مي‌آيند و دوباره پايين مي‏روند. شما از جوشش ديگ، يک عکس بگيريد. ده دقيقه بعد ديگري عکس بگيريد، بيست دقيقه بعد هم عکس بگيريد. اين سه تا عکس با هم متفاوت است. در مجموع حاکي از ديگي جوشان است ولي اشياء روي سطح ديگ متغير است، تصوير روي سطح ديگ متغير است. وقايع قبل از ظهور، به اين صورت است. شما احاديث بسياري را پيرامون وقايع ظهور امام زمان(عج) و کلاً از زمان فتنه‌هاي قبل از ظهور می یابید.

 

به لحاظ جوشان بودن ديگ ظهور، در هر حديث کأنّه يک مقطع از ديگ جوشان قبل از ظهور به بعد را توصيف فرموده اند. لذا شما اگر احاديث قبل از ظهور را کنار هم بگذاريد نمي‌توانيد نتيجه صحيحي بگيريد، نمي‌توانيد در مجموع يک تصوير ثابت را برداشت کنيد و انتظار تصوير ثابت نداشته باشيد. اگر شما پيرامون هر موضوع از موضوعات قبل از ظهور به بعد، سراغ احاديث برويد حداقل دو ـ سه جور حديث مي‌يابيد. کدام يک از احاديث درست است؟ به کدام حديث بايد اعتنا کرد؟ معمولاً کساني که مي‏آيند در مورد مسائل قبل از ظهور کتاب بنويسند دچار گيجي مي‏شوند. مي‏گويند کدام دسته از احاديث را استفاده کنيم؟

پيرامون اين موضوع اول، قسم صحيح احاديث کدام است که با توجه به آن بايد وارد قسمت دوم شد؟ چون اين را نمي‌توانند متوجه شوند قسمت دوم را هم نمي‌توانند به صورت صحيح وارد شوند. در مجموع تصويري عجيب و غريب از وقايع قبل از ظهور به بعد ترسيم مي‌کنند که معمولابراي خودشان هم خاصيت ندارد.

 با اين طور کتابها آشنا هستيم. حتي آن کساني که کتابهاي تحقيقي در اين زمينه نوشته‏اند، زحمت زيادي کشيده‌اند، سعي کرده‏اند آيات و احاديث را جمع کنند اما چون دسته‌بندي نداشته‌اند، چون روش برداشت از آيات و احاديث را متوجه نبوده‏اند، دچار اشتباه شده‌اند. در وقايع قبل از ظهور به لحاظ جوشان بودن ديگ ظهور، احاديث نمي‌توانند جواب دهند, لذا استنباط از حديث هم نمي‌تواند جوابگو باشد، استنباط از احاديث کلاً ساقط مي‏شود يعني ماجرا، اينطور ماجرايي است.

استنباط از احاديث ديگر جوابگو نيست. باب استنباط از احاديث بسته مي‌شود. ما در اينجا يک بحث ديگري هم داريم و آن اينکه به لحاظ بعضي از عناصري که در حوادث قبل از ظهور وارد نهر آب مي‌شود، استنباط از احاديث فقهي هم تعطيل مي‌شود.

 

در تعدادي از احاديث که نگاه مي‏کنيم وقايعي تحت عنوان حتميات ظهور مطرح شده است و بسياري از وقايع، تحت عنوان غير حتميات مطرح شده است. خب، اگر غير حتمي‏است پس براي چه مطرح شده است؟ چرا در يک موضوع چند جور حديث گفته شده است؟ ـ البته اگر احاديثش واقعاً از اهل بيت(ع) باشد ـ خب، يکي بيايد اين مطلب را توضيح دهد.

 اين چند جور بودن احاديث پيرامون يک موضوع از مسائل ظهور، فقط با مقولة جوشان بودن ديگ ظهور قابل توجيه است. لذا شما با احاديث در اين قسمت نمي‏توانيد وارد شويد، نمي‌توانيد برداشت داشته باشيد، مگر آن " حتميات" را که اهل بيت(ع) فرموده‏اند.

 

اهل بيت(ع) اين مطالب را به لحاظ علمِ داشتن به دیگ جوشان مطرح کرده اند و حتمی است .

 

مورد علائم حتمي دو نوع روايت موجود مي باشد: در يک دسته از روايات تعداد علائم حتمي را پنج تا معرفي مي کنند.

 

از عمر ابن حنظله نقل مي کند که: شنيدم که امام صادق عليه السلام مي فرمايند: پنج نشانه قبل از قيام قائم وجود دارد: صيحه(نداي آسماني) و فرو رفتن(لشگر سفياني در سرزمين بيداء) و کشته شدن نفس زکيه و يماني. پس گفتم: فدايت شوم اگر شخصي از خاندان شما قبل از اين نشانه ها قيام کرد آيا در قيام با او همراهي کنيم(با او قيام کنيم)؟ فرمودند: نه، چنانچه خدا روزي اين آيه را تلاوت فرمود: "اگر بخواهيم از آسمان براي ايشان نشانه اي نازل مي کنيم که در برابر آن خضوع نمايند." پس به ايشان عرض کردم: آيا اين صيحه است؟ پس فرمودند: در صورتي که گردن دشمنان خداوند عزوجل خاضع شود. کافي ج 8 ص 310 / وسائل‏الشيعة ج 15 ص 52 / غيبه شيخ طوسي ص 436

 

 

 

راوي گفت: به امام صادق (ع) عرض کرديم : سفياني حتمي است؟ فرمود : آري وکشته شدن نفس زکيه حتمي است ، وقائم (ع) از حتميات است . و فرو رفتن سرزمين بيداء و لشکريان سفياني حتمي است ، و ظاهر شدن کف دستي از آسمان حتمي است ، و ندا از آسمان حتمي است

/ غيبه نعماني ص 257 5

 

 

در يک دسته ديگر از روايات تعداد علائم حتمي را ده تا معرفي نموده اند.

(کتاب زمينه سازان ـ ص33 تا ص 99 ) در بحث علائم غير حتمي، نيز موارد زيادي در احاديث ذکر شده است. از جمله در کتاب ارشاد شيخ مفيد جلد دوم ص 356 تا 358 ، 44 مورد را ذکر نموده است. همچنين در دسته اي ديگر از احاديث نيز در يک موضوع خاص روايات مختلفي بيان شده است. بطور مثال در موضوع کشته شدن ابليس در بعضي از احاديث به اين موضوع اشاره مي شود که ابليس بدست امام زمان (عج) در کوفه کشته مي گردد. (تفسير عياشي ـ ج2ـ ص 242)

و در بعضي از احاديث ديگر کشته شدن ابليس را بدست حضرت رسول الله (ص) در بيت المقدس عنوان مي کند. (بحار ـ ج 11 ـ ص 154)

همچنين موارد ديگري نيز از جمله فرماندهي لشگر امام زمان (عج) که در بعضي از احاديث شعيب ابن صالح معرفي شده و در بعضي ديگر سيد خراساني و.... نمونه هايي مي باشد که در اين موضوع چند جور حديث در رابطه با آن ذکر شده است.

 

در اين بررسي مختصرانجام شده، چندگونگي در روايات مربوط به علائم ظهور عيان مي باشد. اگر بنا را بر اين بگذاريم که احاديث ذکر شده، صحيح مي باشد، با توجه به اينيکه اهلبيت (ع) عالم به وقايع بوده اند اين چندگونگي در روايات فقط با مثال ديگ جوشان قابل جمع مي باشد. که آنچه در هر کدام از احاديث آمده (در صورت صحت روايات) تصويري از يک لحظة ديگ جوشان مي باشد.

 

 

مي‌دانند که بعضي موضوعات ثابت است, ديگ هر چقدر هم جوشان باشد اين عناصر جايش ثابت است و درون ديگ به زير نمي‌رود, خدا اينطور قرار داده است, شما آن حتميات را اعتنا کن اما از ديگر احاديث نمي‌تواني برداشت کني. مسأله‏اي ديگر: در زمان مولا اميرالمؤمنين(ع) به دليلي خداوند متعال خورشيد را براي ايشان بر گرداند تا ايشان نمازشان را بخوانند

 

 

ما رواة أسماء بنت عميس و أم سلمة زوجة النبي ص و جابر بن عبد الله الأنصاري و أبو سعيد الخدري في جماعة من الصحابة أن النبي ص کان ذات يوم في منزله و علي ع بين يديه إذ جاءه جبرئيل ع يناجيه عن الله سبحانه فلما تغشاه الوحي توسد فخذ أمير المؤمنين ع فلم يرفع رأسه عنه حتي غربت الشمس فاصطبر أمير المؤمنين ع لذلک إلي صلاة العصر فصلي أمير المؤمنين ع جالسا يومئ برکوعه و سجوده إيماء فلما أفاق من غشيته قال لأمير المؤمنين ع أ فاتتک صلاة العصر قال لم أستطع أن أصليها قائما لمکانک يا رسول الله و الحال التي کنت عليها في استماع الوحي فقال له أدع الله حتي يرد عليک الشمس لتصليها قائما في وقتها کما فاتتک فإن الله تعالي يجيبک لطاعتک لله و رسوله فسأل أمير المؤمنين ع الله في رد الشمس فرددت حتي صارت في موضعها من السماء وقت صلاة العصر فصلي أمير المؤمنين ع صلاة العصر في وقتها

 

ثم ابو سعيد خدري گفت:

 در جمعي از صحابه که پيامبر (ص) در چنين روزي در منزلشان بودند در حاليکه حضرت امير (ع) مقابل ايشان بود، جبرئيل در حاليکه از جانب خدا با او مناجات مي کرد نزد او آمد. پس زمانيکه وحي برايشان آمد، حضرت رسول الله (ص) سرشان را بر زانوي اميرالمؤمنين (ع) گذاشت، پس سرشان را بر نداشتند از آن تا اينکه خورشيد غروب کرد. پس اميرالمؤمنين به خاطر آن شکيبايي کرده و نماز را نشسته در حاليکه رکوع و سجود را اشاره انجام مي داد خواند.

پس وقتي حضرت رسول الله (ص)از حالت غَشوه برخاستند به اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: آيا نماز عصر را بجا آوردي؟ فرمودند: نتوانستم آنرا ايستاده بجا آورم .

اي رسول خدا بخاطر وضعيت شما و حالتي که بخاطر شنيدن وحي داشتيد. پس حضرت رسول الله (ص) فرمودند: خدا را بخوان که خورشيد را براي تو برگردانده، نماز را ايستاده و در وقت آن بجا آوري چنانکه از تو فوت نشده بود. پس خدا تو را بخاطر اطاعتت از خدا و رسول اجابت مي کند. پس امير المؤمنين (ع)از خدا برگردانده شدن خورشيد را خواست. پس برگشت تا اينکه خورشيد در موقعيت نماز عصر در آسمان قرار گرفت، پس امير المؤمنين نماز عصرشان را در وقتش بجا آورد،پس خورشيد غروب کرد.

 بحارالأنوار ج 41 ص 171 7ـ فرج المهموم،

 

 

 

در حديث داريم که از زماني که خداوند خورشيد را براي اميرالمؤمنين (ع) برگرداند - اين ماجرا با عنوان " رد ّالشمس" در احاديث شيعه و سني مطرح است، البته بسياري از سني‌ها اين موضوع را قبول ندارند ولي اين ماجرا در قرآن است و در احاديث شيعه هم توضيح داده شده است، ماجرا به مولا اميرالمؤمنين (ع) نسبت داده شده است ـ در حديث است که از آن زمان به بعد پيش‌گويي منجمان دقيق انجام نمي‏شود.

 

 

نقلا من کتاب تعبير الرؤيا للکليني بإسناده عن محمد بن سالم قال قال أبو عبد الله ع قوم يقولون النجوم أصح من الرؤيا و ذلک کانت صحيحة حين لم يرد الشمس علي يوشع بن نون و علي أمير المؤمنين ع فلما رد الله عز و جل الشمس عليهما ضل فيهما علماء النجوم فمنهم مصيب و منهم مخطئ

 

امام صادق عليه السلام فرمودند: گروهي که مي گويند نجوم صحيح تر از خواب است، اين موضوع درست بود تا زماني که خورشيد بر يوشع ابن نون و اميرالمؤمنين عليه السلام برگردانده نشده بود، از زماني که خداوند عزوجل خورشيد را بر آن دو برگرداند علماي نجوم در آن دو گمراه شدند، پس آنها يا دچار اشتباه مي شوند يا به سختي مي افتند .

/ بحارالأنوار ج 58 ص 166 8

 

 

خيلي از وقايع را مي‏توانند متوجه شوند - ولي وقتي زمان برايش تعيين کنند خراب مي‏کنند و هر چقدر جلوتر مي‌آييم اين ماجرا بيشتر به چشم مي‏خورد.

 لذا شما در پيشگويي‌هاي نوستراداموس که بررسي مي‏کنيد آن چيزهايي که به سال 1999 نسبت داده بود واقع نشد.او توانست ماجراي انقلاب اسلامي‏ايران را بگويد ولي زمانش را نمي‌توانست دقيق بگويد، در ارتباط با انقلاب اسلامي وقايع بعد از انقلاب اسلامي‏ايران را هم اشتباه گفت چه برسد به زمانش.

 در وقايع قبلي عموماً زمان را اشتباه مي‏کرد، ولي در ارتباط با انقلاب اسلامي حتي وقايع بعد از انقلاب اسلامي ايران را هم نتوانست مطرح کند. چرا؟

 چون علت اول اين بود که بخاطر رد الشمس، نمي‏شد زمان دقيق تعيين کرد.

از زمان انقلاب اسلامي‏ايران به بعد يک ماجراي ديگر هم واقع شد، ديگ جوشان شروع شد. لذا پيش گويي وقايع بعد از انقلاب اسلامي‏ايران هم ديگر مشکل است مگر احياناً يک موضوعي ـ چون پايين رفته دوباره بالفرض بالا آمده است ـ درست در بيايد. لذا زياد به پيشگويي‌ها کاري نداشته باشيد. خب، ما به پيشگويي‌ها که کاري نداشته باشيم، بسياري از احاديث مربوط به ماجراي ظهور را هم که نمي‌شود اعتنا کرد ـ طبق دلايلي که مطرح شد ـ پس بايد چکار کنيم؟

 

 سه طريق شناختن مسائل ظهور خب، سه چيز مي‌ماند:

اول آيات‌المهدي(عج).

 ما بايد آيات مربوط به امام زمان(عج) را در جايگاههاي خودش قرار دهيم و در آن جايگاهها بشناسيم. اگر از جايگاهها بيرون بياوريم فايده ندارد، قيمت آن خيلي کم جلوه مي‌کند بايد در جايگاهش بگذاريم.

 

 دوم، روايت راويان حديث.

راويان حديث چه کساني هستند؟ کساني که حالا چه حضوري چه غير حضوري، چه به صورت مستقيم، چه به صورت الهام يا موضوعات مختلف، مي‏توانند از امام زمان(عج) مطلب را بگيرند و بين مردم مطرح کنند.

 

... أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَي رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ..

 

 واما رويدادها و پيش آمدهايي که در آينده روي خواهد داد، دربارة آنها به راويان حديث ما رجوع کنيد زيرا که آنها حجت من بر شمايند و من حجت خدا مي باشم. / کلمه الامام المهدي ص288

 

 منظور از راويان حديث در آن حديثِ مربوط به امام زمان(عج) اين است. که فرمودند: زماني که مسائل جديدي براي شما پيش آمد به راويان حديث ما رجوع کنيد. در آن فرمايش امام زمان(عج) منظور از راويان حديث، فقها نيستند و اين که مي‏گويند فقها هستند يک اشتباه رايج در اين هزار و دويست ساله است.البته ممکن است گاهي هم يک فقيه راوي حديث باشد اشکالي ندارد ولي هيچ دليلي ندارد که بگوييم راويان حديث الزاماً فقها هستند

 

 محمد بن عبدالله بن جعفري حميري، از شخصيتهاي برجسته و با فضيلتي است که فقهاي شيعه، چون مي دانستند که وي با حضرت رابطه دارد، نامه مي نويسد و جواب مي گيرد، مراجعه کرده و از هر جهت به او اطمينان داشتند.و آنچه از محتواي توقيعات بر مي آيد اين است که طرح سؤالات فقهي چه ازسوي فقها و چه از سوي ديگران رايج بوده و جالب است که در عموم موارد، امام (ع) خودشان جواب فرموده اند و به فقها ارجاع نمي نمودند. لذا مي توان گفت که نائبين و وکلاي آن حضرت، محل رجوع همه اقشار شيعه، در موضوعات مختلف بوده و نسبت به ديگران اولي و شايسته عنوان "روات حديث" هستند.

/ کلمه الامام المهدي (عج) ص 208 (نوشته آيت الله سيد حسن شيرازي)

 

خب، در جايي که انواع علما هستند، دسته‌جات مختلف علما و فقها و محدثين هستند، دسته‌جات مختلف معتمدين و مؤمنين هستند و نائب امام زمان(عج) و وابستگان به نائب هم هستند حالا امام(ع) مي‌فرمايند که در حوادثي که پيش مي‏آيد شما به راويان حديث ما رجوع کنيد، خب اينجا منظورشان چيست؟ فکر کنم خود شما مي‌توانيد نتيجه بگيريد. اگر منظور فقها باشند پس نائب و وکلا چه مي‏شوند؟ اگر منظور معتمدين باشند پس نائب و وکلا چه مي‏شوند؟ اما اگر منظور از راويان حديث، نائب و وکلا باشند توجيه دارد، چون اصلاً فقها در آن زمان مي‌آمدند مي‌گفتند که

جناب نائب خاص! شما از امام(ع) بپرس که اين کتابي که ما نوشته ايم درست است يا نه؟

شما از امام (ع) بپرسيد که اين ماجرايي که ما داريم درست است يا نه، اين کار را انجام بدهيم يا ندهيم. آيا عملاً خود فقها در آن زمان به نائب رجوع مي‏کردند يا نه؟

راوي حديث در آن زمان چه کسي بود؟

 

به هر حال این را هم عرض کنم که خيلي افراد آمدند در اين هزار و اندي ساله خودشان را به عنوان راوي حديث، به عنوان نائب امام زمان(عج) به عنوان باب امام زمان، به عنوان کسي که در خواب يا در بيداري از امام زمان(عج) مطلب مي‏گيرد جا زدند.

خب بايد معيارهايي باشد و با آن معيارها بايد سنجيد که چه کسي واقعاً راوي حديث است، چه کسي نيست. راوي حديث مشخصه‏هايي دارد، اين درست نيست که هر کسي از راه رسيد و گفت من راوي حديث هستم. من از امام زمان(عج) دارم حديث نقل مي‏کنم، ما هم اعتماد کنيم و بخواهيم دنبال او راه بيافتيم.

عقل ايجاب مي‌کند که انسان گول نخورد. تاريخ ايجاب مي‌کند که انسان گول نخورد. خب، راوي حديث چه نشانه‌هايي دارد؟

 

 

چه بسيار هستند مدعيانِ روايتِ حديث از امام زمان(عج) و چقدر کم هستند راويانِ حديث امام زمان(عج)در خلال اعصار مختلف. پس براي شناختن مسائل ظهور از سه طريق مي‌توان وارد شد:

1- آيات المهدي، 2- رْوات حديث

 3- حتمياتي که در احاديث ذکر شده است.

 

نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 ساعت 4:43 | لينک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar